|
|
|
|
|
صبح وقتی موبایلم زنگ بیداری زد انگار دنیا رو سرم خراب شد، آخه چه موقع زنگ زدنه ... خلاصه به زور تخته و در و دیوار از جام بلند شدم. یواش یواش حاضر شدم که برم سر کار. خیابونا خلوت بود رفتم 40/6 دقیقه رسیدم به ایستگاه سرویس. سرویس 5 دقیقه به 7 می اومد. ساعت 7 شده بود ولی خبری نشد. گفتم شاید بچه ها دیر کردن خلاصه یه پنج دقیقه هم وایستادم ... بازم خبری نشد. موبایل راننده سرویس رو گرفتم 5-6 تا زنگ خورد بعد موبایلشُ جواب داد، صدای خشن و تو پری گفت :بله ... بفرمائید... گفتم: سلام پسر حاجی ام ... حالتون چطوره، چرا نمی آئید پس.... یه مقدار صداش آروم تر شد. بعد گفت : پسر حاجی امروز جمعه اس کجا اومدی، برق از سه فازم پرید... من که دیدم خیلی اوضاع خیته گفتم حاج حسین خواستم شوخی کنم ولی خوب حواسم نبود، خلاصه تاکسی گرفتم که بر گردم خونه، چشاتون روز بد نبینه، یه راننده تاکسی به تورم خورد از اون عتیقه ها... اول صبحی به همه عالم و آدم فحش داد و زیرآب نظامُ زد ( با این جور آدما نباید بحث کنی) منِ خر هم اون وسط بر گشتم جلوش در اومدم و شروع کردم به دفاع از نظام و ارزشها!!! اون می گفت و من می گفتم، بحثمون بالا گرفت وسطای اتوبان امام علی بودیم یهو زد کنار و گفت: اصلا من نمی برمت. گفتم: آقا جنبه نداری بحث نکن. گفت: آره ندارم بپر پایین ... دیدم نه بابا شوخی شوخی جدی شد... خلاصه منم کم نیاوردم و پیاده شدم که ای کاش می گفتم غلط کردم و پیاده نمی شدم، حالا مگه ساعت 7 صبح جمعه تو اتوبان ماشین وایمیسته ... از لویزان تا مینی سیتی پیاده رفتم ... تمام بدنم درد می کرد. دیگه حال هیچ کاری نداشتم خنده دار بود که دو ساعت هر بلائی بگی سرم اومده بود. همه جمعه ها استراحت می کنن ما جمعه صبح اول وقت راهپیمائی، آخه مرد حسابی مگه نعشه بودی که جمعه رفتی سر کار... تو دلم خودمو فحش می دادم ... با ذلت و خواری ساعت 30/9 رسیدیم خونه، مادرم از خواب بیدار شده بود. گفت: کجا بودی؟ گفتم: پیاده روی. گفت: با کیف و کت و شلوار؟؟!!! گفتم: حفظ پرستیژ همه جا مهمه !!! بعدم رفتم سر تختم که بخوابم که مادرم گفت: پاشو قول داده بودی امروز منو ببری امام زاده داود گفتم نه طور خدا حال ندارم ... گفت: من نمی دونم تو قول دادی. گفتم : یه روز دیگه ولی مادرم اصرار کرد. مادرا را رو که می شناسین آدم و قانع می کنن. گفتم: حالا که قراره بریم بریم امام زاده صالح ... صالح و داود نداره ... گفت: من نذر کردم برم امام زاده داود ... خلاصه روزمون تکمیل شد. اینکه تو راه ماشیتمون خراب شد و با چه بدبختی رفتیم امام زاده داود و برگشتیم بمونه دفعه بعد می گم.
|
||
|
+
نگارش شده در دوشنبه 31 تیر1387ساعت 0:41 توسط دوستی به نام صادق ب
|
|
||
|
|
|
|
|
بسمه تعالی کعبه لرزید ... زمین لرزید... آسمان لرزید... عالم لرزید... منادی ندا داد : " آذین بندید جهان را ، ولی الله متولد شد... علی..." باز رسید سالروز آن شور... شوری که این بار ما باید در حق پدرانمان داشته باشیم...
------------------------------------------------------------------------- پ ن مدیر وبلاگ : ۱- از تمامی دوستانی که لطف نموده و کامنت می گذارند تشکر می نمایم. ۲- شهادت حضرت زینب (س) را به تمامی شیعیان تسلیت می گویم.
|
||
|
+
نگارش شده در دوشنبه 24 تیر1387ساعت 22:51 توسط دوستی به نام صادق ب
|
|
||
|
|
|
|
|
دیوانه تر از عالم و آدم هستیم ماتم زده ای همچو محرم هستیم نه گندمی و نه یار گندم گونی ما هم دلمان خوش است آدم هستیم فضیلت ازدواج
زن و مرد مکمل یکدیگرند این را بدانیم که هیچ کدام – نه زن و نه مرد – بدون ازدواج – هرچند از نظر علم و ایمان و فضایل اخلاقی بالا برود – به کمال مطلوب نمی رسد. جنس مذکر و مونث به یکدیگر نیاز دارند ، چه از لحاظ روحی و چه از لحاظ جسمی و هر کدام به تنهایی ناقص اند. قرآن زن و مرد را ((لباس)) یکدیگر می داند: زنان لباس شما مردانند و شما مردان لباس زنهائید.(سوره بقره آیه 187) انسان بدون لباس ، نمی تواند در جامعه با سر افرازی زندگی کند. لباس زینت انسان است و همسران نیز زینت یکدیگرند.
فلسفه ازدواج امکان دارد بعضی افراد که فلسفه ازدواج را درک نکرده باشند بگویند: (( ما شهوت جنسی خودمان را از راه های گوناگون دیگر -غیر از ازدواج – رفع می کنیم ، دیگر چه نیازی به پذیرش مسئولیت ازدواج هست؟)) در پاسخ اینگونه افراد باید گفت: ره آورد ازدواج ، فقط رفع نیاز جنسی نیست ، بلکه یکی از فایده های ازدواج است . ازدواج تعهد در برابر همسر و خانواده را در پی دارد و از انسان یک شخصیت اجتماعی می سازد. ازدواج بزرگواری و احساس مسولیت اجتماعی به ارمغان آورده و بسیاری از لیاقت ها و استعداد های نهفته درونی او را بارور می کند. -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ ن : 1- از این به بعد قصد دارم به آیات و احادیث در مورد ازدواج پرداخته و موضوع بندی شده به آن بپردازم. 2- این هم به شما بگویم این مطالب برداشت آزاد من از کتاب "جوانان و انتخاب همسر" می باشد. ۳- این مطالب فقط به خاطر روشن شدن دید جوانها به ازدواج نوشته می شود. ۴- فرا رسیدن ماه رجب بر تمام شیعیان مبارک. ۵- شهادت امام هادی (ع) را به تمام شیعیان تسلیت می گویم. ۶- با توجه به اینکه بعضی ها از کلمه "درد مجردی" بد برداشت می کنند در اینجا لازم است بگویم که درد مجردی یعنی همان بیماری ای که جامعه ما را فرا گرفته و شاید عامل بیشتر فسادها در جامعه باشد. ۷- ولادت حضرت جواد الائممه را به تمام شیعیان تبریک می گویم. |
||
|
+
نگارش شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت 20:45 توسط دوستی به نام رضا ح ک
|
|
||
|
|
|
|
|
این مبحث اولین مطلب از مباحثی است که حجه الاسلام حاج آقا نائینی (دامه برکاته) گفته اند و این حقیر تایپ کرده ام : موضوع : آزار و اذیت سیوطی در مسند زهرا سلام الله علیها نقل می کند : حضرت زهرا فرمودند : پدرم رسول الله (ص) فرمود : " بدترین امت من کسانی هستند که غرق در نعمت اند و غذا های رنگارنگ می خورند و لباس های گوناگون می پوشند و کلمات زشت و مسخره آمیز به مردم می گویند. " در تحلیل و تبیین این حدیث با حدیثی دیگر مطلب را تکمیل می کنیم : پیامبر اکرم فرمودند اگر کسی مومنی را بدون جرم و دلیلی آزار دهد مثل این است که کعبه را ده مرتبه خراب کرده است و ۱۰۰۰ ملک مقرب را کشته است. انشاالله با درس گرفتن از این احادیث سعی کنیم با زبان و چشم و هیچ کدام از حالات و رفتارمان دیگران را ایذاء و آزار نکنیم. ادامه دارد... ------------------------------------------------------------------------------------------------------ پ ن مدیر وبلاگ: روز زن بر تمام زنان ایرانی مبارک... راستی امتحانام تموم شد... یه خبر : داداشم هم وبلاگ زده ... وبلاگ جوک و عاشقانه |
||
|
+
نگارش شده در سه شنبه 4 تیر1387ساعت 18:0 توسط دوستی به نام رضا ح ک
|
|
||